آیا سریال حافظه یک قاتل ارزش تماشا دارد؟ 20 نکته جالب در خصوص سریال Memory of a Killer
به گزارش مجله ابوذریون، سریال حافظه یک قاتل (Memory of a Killer) یکی از جدیدترین آثار شبکه فاکس (Fox) است که با ترکیبی از ژانر جنایی، درام خانوادگی و روان شناختی، توجه منتقدان و تماشاگران را به خود جلب نموده است. این اثر با بازی درخشان پاتریک دمپسی (Patrick Dempsey)، روایتی متفاوت از زندگی یک آدمکش حرفه ای را ارائه می دهد که در میانه انجام ماموریت های مرگبار خود، با دشمنی بی رحم تر از پلیس یعنی بیماری زوال عقل (Dementia) دست وپنجه نرم می نماید. در این مقاله قصد داریم به آنالیز زوایای پنهان، حقایق فنی و تحلیل های محتوایی این سریال بپردازیم تا دریابید چرا این اثر فراتر از یک درام جنایی معمولی است.
01
ریشه های اقتباسی و ادبی
سریال حافظه یک قاتل یک ایده کاملا اورجینال نیست. این مجموعه بر اساس رمانی بلژیکی به نام پرونده آلزایمر (De Zaak Alzheimer) نوشته شده است. پیش از این، یک فیلم پیروز بلژیکی در سال 2003 با همین نام ساخته شد که به یکی از آثار کلاسیک سینمای این کشور تبدیل گشت. بعلاوه در سال 2022 فیلمی با بازی لیام نیسن (Liam Neeson) به نام حافظه (Memory) بر اساس همین منبع ساخته شد، اما سریال فعلی کوشش نموده است تا با بسط دادن داستان در قالب چندین اپیزود، عمق بیشتری به شخصیت ها ببخشد.
02
تغییر چهره پاتریک دمپسی
بسیاری از مخاطبان، پاتریک دمپسی را با نقش دکتر درک شپرد (Derek Shepherd) در سریال آناتومی گری (Greys Anatomy) می شناسند. او در این سریال از قالب یک شخصیت محبوب و دوست داشتنی خارج شده و نقش آنجلو دویل (Angelo Doyle) را بازی می نماید؛ یک آدمکش سرد و حرفه ای. این تغییر نقش برای دمپسی یک چالش بزرگ بوده تا بتواند تضاد میان یک پدر مهربان در حومه شهر و یک قاتل بی رحم در خیابان های نیویورک (New York) را به تصویر بکشد.
03
ساختار دوگانه زندگی آنجلو
داستان بر روی زندگی دو گانه افراطی زندگی آنجلو تمرکز دارد. او در خانه نقش یک فروشنده دستگاه های کپی را بازی می نماید که مدام به سفرهای کاری می رود. او حتی خانواده اش را از کارفرمایانش مخفی نگه داشته است. این سطح از پنهان کاری زمانی که بیماری آلزایمر (Alzheimer) آغاز به تخریب مرزهای فکری او می نماید، به یک فاجعه تبدیل می گردد. او دو خودروی متفاوت دارد: یک خودروی معمولی برای نقش پدر خانواده و یک پورشه (Porsche) مشکی برای زمانی که لباس های گران قیمت خود را می پوشد و به سراغ اهدافش می رود.
04
تقابل با غول بازیگری؛ مایکل امپریولی
یکی از نقاط قوت سریال حضور مایکل امپریولی (Michael Imperioli) در نقش داچ (Dutch) است. امپریولی که سابقه بازی در سریال اسطوره ای سوپرانوز (The Sopranos) را دارد، در اینجا نقش هندلر (Handler) یا همان واسطه قتل های آنجلو را ایفا می نماید. رابطه این دو نفر فراتر از رئیس و مرئوس است و ریشه در دوران کودکی و مدرسه شان دارد. داچ به عنوان یک سرآشپز در رستوران فعالیت می نماید که در پشت صحنه، شبکه ای از جنایات را مدیریت می نماید و تضاد بازی او با دمپسی لایه های مجذوب نمایندهی به سریال افزوده است.
05
واقع گرایی پزشکی و علایم اولیه
سریال به جای استفاده نمایشی از بیماری، به علایم اولیه زوال عقل (Early Symptoms of Dementia) می پردازد. آنجلو در ابتدا چیزهای کوچکی مثل کد امنیتی آپارتمانش را فراموش می نماید. اما به تدریج این فراموشی خطرناک می گردد؛ مثلا او اسلحه خود را به جای گاوصندوق در یخچال می گذارد. این نمایش دقیق از اختلال حافظه کوتاه مدت (Short-term Memory Loss) نشان دهنده این است که بیماری چگونه می تواند مهارت های عملکردی یک فرد را حتی در کارهای تخصصی اش مختل کند.
06
ریسک فاکتورهای ژنتیکی
در بخشی از داستان متوجه می شویم که برادر آنجلو یعنی مایکل (Michael) نیز در یک آسایشگاه به علت آلزایمر پیشرفته بستری است. این موضوع به جنبه ارثی (Hereditary) بودن بیماری اشاره دارد. دانش پزشکی ثابت نموده است که داشتن سابقه خانوادگی یکی از اصلی ترین عوامل خطر (Risk Factors) برای ابتلا به انواع زوال عقل است. سریال به خوبی نشان می دهد که آنجلو با تماشا شرایط برادرش، آینده تیره و تار خود را پیش بینی می نماید و همین موضوع به او انگیزه ای برای انجام کارهای ناتمامش می دهد.
07
ژانر ترکیبی؛ چیزی فراتر از اکشن
اگرچه صحنه های تیراندازی و تعقیب و گریز در سریال وجود دارد، اما لحن کلی اثر بیشتر به سمت نئو نوآر (Neo-noir) و درام حرکت می نماید. منتقدان معتقدند که سریال در کوشش است تا با تمرکز بر روابط خانوادگی آنجلو و دختر باردارش ماریا (Maria)، احساسات مخاطب را درگیر کند. تضاد میان خشونت حرفه ای و لطافت خانوادگی، اتمسفری ایجاد نموده که برای علاقه مندان به سریال هایی با تم جنایی-روان شناختی بسیار مجذوب نماینده است.
08
چالش های پخش از شبکه های سراسری
یکی از نقدهای وارد شده به سریال این است که چون از یک شبکه عمومی (Broadcast Network) مانند فاکس پخش می گردد، بعضی خشونت ها و جنبه های تاریک داستان تعدیل شده اند. برخلاف آثار شبکه های کابلی مانند اچ بی او (HBO)، در اینجا با محدودیت هایی در نمایش عریان خشونت روبرو هستیم. با این حال، سازندگان سعی نموده اند این نقص را با دیالوگ های قوی و فضاسازی های مرموز جبران نمایند.
09
تجهیزات و استایل شخصی قاتل
آنجلو دویل یک قاتل با استایل خاص است. او از کت و شلوارهای سفارشی ایتالیایی استفاده می نماید و تجهیزات او بسیار مدرن هستند. این جنبه از شخصیت او که به عنوان بتمن (Batman) دنیای قاتلان توصیف شده، تضاد جالبی با ضعف جسمانی و فکری ناشی از بیماری اش ایجاد می نماید. پورشه الکتریکی او (Porsche EV) به عنوان نمادی از سرعت و دقت در تضاد با فکر کند و آشفته اش قرار می گیرد.
10
فلش بک ها و گره گشایی از گذشته
در قسمت های میانی سریال، به ویژه اپیزود پنجم، داستان با استفاده از فلش بک (Flashback) به گذشته آنجلو و همسرش لیا (Leah) می پردازد. این بخش ها نشان می دهند که آنجلو همواره قصد داشته دنیای جنایت را ترک کند تا زندگی آرامی در طبیعت داشته باشد. بعلاوه رازهای خانوادگی بزرگی مانند قتل پدر آنجلو به وسیله خودش برای محافظت از برادرش فاش می گردد که ابعاد اخلاقی شخصیت او را پیچیده تر می نماید.
11
نقش پلیس و کارآگاهان
داستان فقط پیرامون آنجلو نیست. حضور کارآگاهانی مانند دیو (Dave) و ماموران فدرالی مثل لیندا با بازی جینا تورس (Gina Torres)، فشار را بر آنجلو دوچندان می نماید. پلیس به تدریج به فعالیت های مشکوک او پی می برد، اما آنچه آنجلو را بیشتر می ترساند، لو رفتن هویتش نزد دخترش است تا دستگیری به وسیله قانون. جینا تورس به عنوان یک نیروی مقتدر قانون، یکی از وزنه های بازیگری سریال محسوب می گردد.
12
تفاوت با فیلم مایک کیتون
بسیاری این سریال را با فیلم ناکس می رود (Knox Goes Away) با بازی مایکل کیتون (Michael Keaton) مقایسه می نمایند. در آن فیلم، شخصیت اصلی به نوع نادری از بیماری مغزی به نام کروتزفلد جاکوب (Creutzfeldt-Jakob) مبتلا بود که سرعت پیشرفت بسیار بالاتری داشت. اما در این سریال، ما با آلزایمر روبرو هستیم که مسیری آهسته تر و فرسایشی تر دارد و همین موضوع به سازندگان اجازه داده تا درگیری فکری طولانی تری را به تصویر بکشند.
13
مفهوم وفاداری در دنیای زیرزمینی
سریال به خوبی نشان می دهد که در دنیای جنایت، وفاداری یک کالای کمیاب است. داچ حتی حاضر می گردد دستور قتل برادر خودش را صادر کند. آنجلو در این میان تنها کسی است که سعی می نماید علی رغم شغلش، به اصول اخلاقی پایبند بماند. این تضاد اخلاقی باعث می گردد مخاطب با وجود قاتل بودن آنجلو، تا حدی با او همذات پنداری کند و نگران سرنوشت او باشد.
14
طراحی صحنه و بصری
دنیل میناهان (Daniel Minahan)، کارگردان باسابقه تلویزیون، کارگردانی قسمت آزمایشی (Pilot) را بر عهده داشته است. او فضایی را خلق نموده که بین روشنایی حومه شهر و تاریکی دنیای جنایت در نوسان است. آپارتمان مخفی آنجلو در شهر با طراحی مینیمال و سرد، نشان دهنده تنهایی درونی اوست، در حالی که خانه او در حومه شهر پر از گرما و خاطرات همسرش است.
15
چالش های فراوری و نویسندگی
تیم نویسندگی به رهبری اد ویتمور (Ed Whitmore) و تریسی مالون (Tracey Malone) کوشش نموده اند تا تعادلی میان یک درام پلیسی اپیزودیک (Procedural) و یک داستان پیوسته ایجاد نمایند. منتقدان معتقدند که سریال در بخش های درام خانوادگی پیروز تر از بخش های اکشن عمل نموده است. دیالوگ های مربوط به بیماری و ترس از فراموشی، از تاثیرگذارترین بخش های فیلمنامه هستند که عمق انسانی به اثر داده اند.
16
آیا سریال ارزش تماشا دارد؟
اگر در پی یک اکشن پر زرق و برق هستید، شاید این سریال شما را کمی ناامید کند. اما اگر به مطالعه شخصیت (Character Study) و درام های جنایی با لایه های روان شناختی علاقه دارید، حافظه یک قاتل انتخابی عالی است. بازی پاتریک دمپسی در به تصویر کشیدن فروپاشی تدریجی یک فکر قدرتمند، تماشایی است و تعامل او با مایکل امپریولی ارزش وقت گذاشتن را دارد.
17
زوایای روان پزشکی و جامعه شناختی
سریال به طور ضمنی به موضوع پیری جمعیت (Aging Population) و افزایش نرخ ابتلا به زوال عقل در جامعه امروز می پردازد. این که حتی یک فرد در موقعیت های حساس و خطرناک هم نمی تواند از این تقدیر بیولوژیک فرار کند، بازتابی از ترس های جمعی جامعه مدرن است. این اثر نشان می دهد که چگونه یک بیماری می تواند هویت ساخته شده به وسیله فرد را در عرض چند ماه ویران کند.
18
کلیشه های ژانر و نوآوری ها
در حالی که سریال از بعضی کلیشه ها مانند آدمکش با کد اخلاقی یا رئیس باند خلافکار در پوشش رستوران دار استفاده می نماید، اما ترکیب آن ها با آلزایمر یک نوآوری محسوب می گردد. بزرگترین مانع آنجلو برای انجام آخرین ماموریتش، نه پلیس است و نه دشمنانش؛ بلکه حافظه خودش است که مثل یک خائن عمل می نماید. این پارادوکس، موتور محرک اصلی مجذوب نمایندهیت داستان است.
19
بازخورد منتقدان و سایت های معتبر
منتقدان رسانه هایی مثل هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter) و ورایتی (Variety) نظرات متفاوتی داشته اند. بعضی معتقدند سریال کمی بیش از حد به سمت فرمت های سنتی شبکه های سراسری متمایل شده، اما همگی بر قدرت بازیگری نقش های اصلی تاکید دارند. به خصوص شیمی میان دمپسی و امپریولی به عنوان یکی از نقاط قوت ثابت در تمام نقدها ذکر شده است.
20
سرنوشت محتوم و سرانجام بندی
با توجه به ماهیت بیماری آلزایمر، مخاطب از ابتدا می داند که سرانجام خوشی در انتظار فکر آنجلو نیست. این آگاهی از زوال حتمی، یک حس تعلیق و غم مداوم (Melancholy) به سریال می بخشد. هر پیروزیت آنجلو در ماموریت هایش، با یک شکست در حافظه اش همراه است که باعث می گردد بیننده مدام از خود بپرسد: او تا کجا می تواند این خانه پوشالی را حفظ کند؟
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران